تبليغاتX
ღ♥ღ...the best reason...ღ♥ღ

ღ♥ღ...the best reason...ღ♥ღ

ღ♥ღ . . .ღ♥ღ . . . you are the best reason for me to live . . .ღ♥ღ . . .ღ♥ღ

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

سلام عزیزای دلم ...

دوستای عزیز اگه خواستید منو بلینکید با

ღ♥ღ the best reason ღ♥ღ

لینک کنید و به منم بگید با چه نامی لینکتون کنم.. 

ممنون که اومدید ...

نوشته شده در 89/10/20ساعت 23:14 توسط ღ♥ღ the best ღ♥ღ| |

.در مطلب ذیل می توانید چند نمونه از حرفهایی كه نمی بایست به نامزدتان بزنید را بیابید .



10 . هرگز از یك خانم نخواهید صورت حساب را پرداخت كند .

بنابراین خانمهای جذاب از آقایان انتظار دارند كه صورت حسابشان را پرداخت كنند تنها به این دلیل كه آنها ارزش انجام چنین لطفی را دارند . حقیقتی كه در ذهن خانمها جریان دارد این است كه فردی كه باید صورت حساب را پرداخت كند شمایید و اگر شما نسبت به این موضوع آگاهی ندارید یعنی كه به اندازه كافی متشخص نیستید ، بنابراین اگر كه نمی خواهید این حقیقت ذهنی خانمها را خراب كنید فقط صورت حساب را پرداخت نمایید .



9. هرگز از او نخواهید كه اسرار تان را حفظ كند .

بله درست فهمیدید تنها كسی كه می تواند به سرعت برق  و باد حرفی را پخش كند  اوست علی الخصوص زمانی كه از او می خواهید این كار را نكند . حتی اگر او این موضوع را تنها به بهترین و نزدیك ترین دوست خود بگوید  كافیست زیرا همین اولین و آخرین نفر  این راز را به بهترین نحو پخش خواهد كرد . او استاد این كارهاست بنابراین ریسك نكنید و اسرارتان را با او نگویید و بعد هم سفارش كنید به كسی نگو .



8 . در باره این كه چرا حال خوشی ندارد هرگز از او سوال نكنید .

درك حال و هوای یك دختر می تواند خیلی سخت  و دشوار باشد . اگر درباره نزار بودن حالش از او سوال كنید می بایست بسیار مصمم  و سرسخت باشید تا بتوانید دلیلش را بفهمید . وقتی هم كه دلیلش را برملا كرد حق ندارید با او مقابله كنید  و شروع به بحث نمایید . بدون در نظر گرفتن آن 1 دلیل برای آن موضوع ، خروار خروار اطلاعات آزار دهنده دیگر هم  بازگو می شود  . با پایان یافتن این موضوع، آن ناراحتی و غم به شما انتقال داده می شود  و احساس می كنید كه  در یك برزخ بزرگ گیر افتاده اید.



7 . گفتن این جمله كه " فكر كنم باید عضو یك باشگاه ورزشی شوی " اصلاً درست نیست .

بطور طبیعی اغلب دختر خانمها از اندام خود راضی نیستند ، بطور عملی خودش دوست دارد كه به باشگاه برود اما اگر شما پیشنهاد انجام این كار را بدهید حس بدی پیدا می كند و در نهایت هم منجر به بحث خواهد شد .



6 . برایش روز بدی را رقم خواهید زد اگر كه از كس دیگری تعریف نمایید .

اگر می خواهید كه او هم چنان خنده بر لب داشته باشد بهتر است كه در برابر او از دختر دیگری تعریف نكنید ، در غیر این صورت آماده درهم رفتن چهره  و اخم كردن وی باشید . همه دختر خانمها ( اغلب آنها ) می خواهد به طریقی  كه شده در مركز توجه  و محبت مرد دلخواهش باشد  . همه نقاط قوت وی را به ذهن بسپارید تا اینكه حواستان باشد در حضور او از دختر دیگری تعریف ننمایید . اگر كه می خواهید  ، به اندازه كافی بذله گو باشید  تا همین حالا به بهترین نحو از دخترتان تعریف  و تمجید نمایید .



5 . جمله " من قول می دهم " را هرگز بر زبان نیاورید .

اگر كه به او قول انجام كاری را دادید و انجام ندادید خودتان را آماده ورود به جهنم كنید . وقتی حرفی را می زنید مطمئن باشید كه می توانید آن را عملی كنید ( كه اغلب اوقات نمی توانید ) و یا اینكه آنقدر تواناییهایتان را افزایش دهید كه هرگز گیر نكنید . قول یا تعهدی كه می دهید چیزی است  كه او تا آخر عمرش فراموش نخواهد كرد و حتی اگر به قولتان وفا نكنید او هرگز شما را باور نخواهد كرد و در همه جر و بحث های آینده نوك پیكان به سمت شما خواهد بود .



4 . بهتر است این جمله را هرگز نگویید " آیا مطمئنی  كه این تیپ برازنده توست  و به تو می آید ؟

به طور كلی دخنر خانمها دوست ندارند كه این سوال را از آنها بپرسید . حتی اگر بصورت شوخی  و جوك از او بپرسید او آن را جدی گرفته  و درباره اش فكر خواهد كرد . اغلب او نسبت به نوع پوشش و زیور آلات  مورد استفاده خود دقت كافی را دارد اما ارائه هر گونه نظر بدبینانه  باعث می شود كه حساسیتش نسبت به این موضوع را از دست بدهد . بنابراین این كار را نكنید .



3 . جمله " چقدر برای من آشنایید انگار شما را قبلاً جایی دیده ام " برای او جمله بسیار آشنایی است .

حتی اگر قبلاً او را جایی دیده اید از گفتن این جمله به او خوداری نمایید . از نظر خانمها این جمله چندان جمله مودبانه ای نیست  و فكر می كنند كه شما سعی در دلبری دارید و به اصطلاح خودمانی فكر می كنند می خواهید مخ زنی كنید .



2 . تنها زمانی كه واقعاً به او علاقه دارید از جمله " دوستت دارم " استفاده نمایید .

جمله " دوستت دارم " جمله ای است كه هر خانمی دوست دارد برای حداقل یك بار هم شده كه در زندگیش آن را بشنود . وقتی یك خانم این جمله را ادا می كند توقعاتش را به بالاترین حد خود می رساند و دلش نمی خواهد خیلی خود را پایین آورد . بنا بر عرف خانمها روابط را خیلی جدی می انگارند بنابراین تا زمانی كه نسبت به  احساس خود اطمینان پیدا نكرده اید از ابراز علاقه كلامی  و گفتن این جمله خوداری نمایید . وقتی هر یك از طرفین  قبل از پردازش صحیح احساساتشان این جمله را ادا می نمایند این جمله می تواند همه چیز را تمام نماید چرا كه با ادای این جمله تمامی ابعاد رابطه تغییر خواهد كرد .



1 . هرگز از ادوارد كولن (Edward Cullen  )  و دیمون سالواتوره ( Damon Salvatore ) انتقاد نكنید .

با انتقاد از این دو شخصیت  كه غالب خانمها نسبت به آنها تعصب دارند دنیا را برای خودتان جهنم می كنید . با انجام این كار امكان دارد خفه تان كنند . خانمها با شنیدن نام هریك از آنها زیر و رو می شوند بنابراین بهتر است كه  در برابر خانمها از عدم علاقه تان به این افراد حرفی نزنید چرا كه آنها دیوانه این دو شخص هستند و هر چه قدر هم با آنها بحث كنید فایده ای ندارد و فقط وقت خودتان را تلف خواهید كرد .


نوشته شده در 91/01/15ساعت 20:41 توسط ღ♥ღ the best ღ♥ღ| |

آیا از جنگ بین دو جنس (زن و مرد) خسته نشده اید؟



زنان و مردان باهم متفاوت هستند،

 
در این دو نکته تردیدی نیست.


ولی به جای تاکید روی کیفیت های منفی زن و مرد ،


چرا روی نقاط مثبت آنها تاکید نکنیم؟


 


بیایید از خانم ها شروع کنیم:


زن ها مهربان ، عاشق و دلسوزند.


زن ها وقتی خوشحالند گریه میکنند.


زن ها برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچکی انجام میدهند.


زن ها برای دستیابی به بهترین چیزها برای همسر و فرزندانشان دریغ نمی کنند.


زن ها قدرت این را دارند که وقتی خیلی خسته هستند و نمی توانند روی پا بایستند ، لبخند بزنند.



زن ها می دانند چگونه یک وعده شام یا ناهار معمولی را به یک فرصت تبدیل کنند.


زن ها می دانند چگونه از پول خود بهترین استفاده را ببرند.


زن ها می دانند که چگونه یک دوست بیمار را تیمار کنند.


زن ها شادی و خنده را به دنیا ارزانی می دارند.


زن ها می دانند چگونه ساعت های متوالی کودکان را سرگرم کنند.


زن ها صادق و وفادار هستند.


زن ها در زیر آن ظاهر نحیف ، اراده پولادین دارند.


زن ها برای یاری رساندن به دوست محتاجشان، همه کار انجام می دهند.


زن ها از بی عدالتی به آسانی به گریه می افتد.


زن ها می دانند چگونه به یک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.


زن ها دنیا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.


.
.

.

.

.

.

.

.


حالا نوبت مردهاست....:

 


مردان برای حمل اشیاء سنگین و کشتن سوسک و عنکبوتها خوب هستند


:32::32::32::32::32::32::32::32::32:

:thankyou:

 

نوشته شده در 90/11/23ساعت 21:1 توسط ღ♥ღ the best ღ♥ღ| |

 

شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم

شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !

شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..

 

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

 

شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.

 

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

 

شما یادتون نمیاد، سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.

 

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

 

شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

 

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!

شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.

 

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .

  

شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

 

شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !

 

شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !

شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

  

شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !

 

شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

 

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

 

شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

 

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

 

شما یادتون نمیاد، گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !

شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !

 

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

 

شما یادتون نمیاد، آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!

 

شما یادتون نمیاد، اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا

 

شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.

  

شما یادتون نمیاد، …تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!

شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

 

شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

 

شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

 

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!

 

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.

شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…

 

شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.

 

 

چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد کودکی…….و همه بچه های اون موقع…. یاد اون روزا بخیر...




برچسب‌ها: شما, یادتون, نمیاد
نوشته شده در 90/11/01ساعت 20:6 توسط ღ♥ღ the best ღ♥ღ| |


S A L I J O O N

زندگی باید کرد !
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد !
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد !
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد !
گاه با سایه ابری  سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید روئید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم ............
روزگارت آرام ........

 

Image By salijoon.ws


مانده ام سر در گریبان

بی تو در شب های غمگین

بی تو باشد همدم من

یاد پیمان های دیرین

آن گل سرخی که دادی

در سکوت خانه پژمرد

آتش عشق و محبت
در خزان سینه افس
کنون نشسته در نگاهم
تصویر پر غرور چشمتی
ک دم نمی رود از یادم
چشمه های پر نور چشمتآ
ن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد

 

هر چند نمی‌دانم خواب‌هایت را با که شریک می‌شوی اما هنوز ، شریک تمام بی‌خوابی‌های من، تویی

Image By salijoon.ws

 

 

من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات

و از این غربت تلخ

که به اجبار به پایم بستند

می گریزم از شب

می گریزم از عشق

و تو ای پاک ترین خاطره ها

همه جا در پی تو می گردم...

 

Image By salijoon.ws

 

 

S A L I J O O N


مادر ای والاترین رویای عشق

مادر ای دلواپس فردای عشق
مادر ای غمخوار بی همتای من
اولین و آخرین معنای عشق
زندگی بی تو سراسر محنت است

زیر پای توست تنها جای عشق

مادر ای چشم و چراغ زندگی

قلب رنجور تو شد دریای زندگی

تکیه گاه خستگی هایم توئی
مادر ای تنهانرین ما وای عشق

یاد تو آرام می سازد مرا
از تو آهنگی گرفته نای عشق
صوت لالائی تو اعجاز کرد
مادر ای " پیغمبر زیبای عشق"
ماه من پشت و پناه من توئی

جان من ای گوهر یکتای عشق

دوستت دارم تو را دیوانه وار

از تو احیاء شد چنین دنیای عشق

ای انیس لحظه های بی کسی

در دلم برپا شده غوغای عشق

تشنه آغوش گرم تو...منم

من که مجنونم توئی لیلای عشق

 

S A L I J O O N

یک لحظه ... زندگی تو از دست می رود

وقتی کسی که هستی تو هست می رود

شاید که اندکی بنشیند کنار تو

اما کسی که بار ِ سفر بست می رود

آنکس که دل بریده ، تو پا هم ببرّی اش

چون طفلی از کنار تو با دست می رود

رفتن همیشه راه ِ رسیدن نبوده است

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود  

S A L I J O O N

خسته ام دیگر ازین فریاد ها

خسته از بی مهری و بی دادها

خسته از دلبستگی و یاد ها

خسته از شیرین و از فرهاد ها

خسته ام از این همه دیوانگی

خسته از نادانی فرزانگی

خسته از این دشمنان خانگی

خسته ام ازین همه بیگانگی

خسته ام از گردش چرخِ فلک

خسته از تنهایی و شب های تک

خسته از ایمانم و تردید و شک

خسته از دیو و دَد و دوزو کلک

خسته ام دیگر ازین آوارها
خسته از سنگینی دیوارها

خسته از ظلم و بد و آزاره

خسته از بی یاری بیمارها
خسته ام از تابش مهر و قمر

خسته از نامردمی های بشر

خسته از بی فطرتان بی هنر
خسته ام از خستگی ها، بیشتر
 خسته ام، خسته ام

S A L I J O O N

دلخوش عشق شما نیستم من ای اهل زمین

عشق را در آسمان قلب و روح من ببین

عشق من در ذهن و در جان من است

عشق من تنها خدای ِ آسمان روشن است

یاد او هر غصه ای را مرهم است

عشق من یادش بود آرام دل

گر، به او دل خوش بدارم روز و شب

جان خسته کی کتد در تاب و تب

گر سزاوار ره کویش شود

فارغ از دنیا شده ، سویش رو

مدل زقید بندها وا میشود

در بهشت اولینش باز ماوا میشود

رو بسوی عرش اعلا میشود

مرغ دل تنها سبکبال و رها

 

عاشق شدن چيز ساده ايست . . . مهم عاشق ماندن است ، بي انتها.. بي زوال.. تا ابد.. بي منت....!

نوشته شده در 90/10/17ساعت 12:41 توسط ღ♥ღ the best ღ♥ღ| |

Design By : Mihantheme